من از بارش ترد بارون و بارون و چشم های گریون و چشم های گریون و خواب پریشون و خواب پریشون رسیدم من از کوبه های تبرهای وحشی و از هق هق تک درخت های بی جون و از بی سرانجام بیدهای مجنون رسیدم به دادم برس ، به دادم برس به دادم برس ، به دادم برس من از بال زخمی ترین زخم پرواز و پرواز و آغاز سنگین ترین موج طوفان و طوفان و کوران و سرما رسیدم من از گوله برف های ته مونده ی سرد کوه ها و از بین ابرها و ابرها و از خشک برگ درخت های تنها رسیدم به دادم برس ، به دادم برس به دادم برس ، به دادم برس تو اما خود من ، خود با تو بودن خود بی بدیل شکوه رسیدن تو مثل یک آغوش اندازه ی من به دادم برس ، به دادم برس ، به دادم برس